الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

71

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

* احتمالات مذكور در صورتى متصور بود كه وجوب تبين نفسى باشد اگر اين وجوب شرطى باشد ، چه مىشود ؟ هيچيك از احتمالات سه‌گانه از معناى آيهء شريفه به ذهن نخواهد آمد . و لذا نيازى هم به انضمام مقدمهء خارجيه پيدا نمىكنيم . چرا : زيرا در اين فرض منطوق آيهء شريفه اين است كه : اگر فاسقى براى شما خبرى آورد و اراده كرديد كه به آن عمل كنيد ، لازم است از صدق و كذب خبرش تفحص كنيد پس مفهوم منطوق فوق اين است كه : اگر عادلى خبر آورد ، چون دروغ نمىگويد تبين لازم نداشته و عمل به خبر او لازم است . پس : نيازى به مقدمهء خارجيه در اين فرض نمىباشد . * مراد از عبارت ( و الدليل على كون الامر بالتبيّن . . . الخ ) چيست ؟ اثبات شرطى بودن لزوم تفحّص از صدق و كذب خبر فاسق با اقامهء دلائل است . * دلائل شيخ در شرطى بودن لزوم تفحص چيست ؟ اين است كه : اولا : معناى متبادر به ذهن از كلمه ( تبينوا ) و امثال آن همچون تجسسوا و . . . تبيّن به خاطر عمل است . ثانيا : اجماع علما مىباشد كه تفحص از خبر فاسق واجب نفسى نمىباشد ، پس چگونه از آيه معناى مخالف با اجماع را برداشت مىكنيد . ثالثا : اگرچه از صدر و ظاهر آيه مىتوان وجوب نفسى را استفاده كرد ، لكن تعليلى كه در ذيل آيهء شريفه آمده به خاطر تناسبش با وجوب شرطى ، احتمال وجوب نفسى را دفع كرده و خصوص وجوب شرطى را متعيّن مىسازد . * حاصل دلائل سه‌گانه شيخ چيست ؟ اين است كه : 1 - معلول در آيهء شريفه ، عدم جواز عمل به خبر فاسق است ، نه اخبار فاسق و سماع آن . 2 - علت وقوع در ندامت ، عمل به خبر فاسق است . 3 - مفهوم جملهء فوق اين است كه : عمل به خبر عادل ، ندامتى به دنبال ندارد ، در نتيجه : بدون تبيّن در خبر عادل مىتوان به آن عمل كرد . * مراد از عبارت ( فتأمّل ) در پايان متن مورد بحث چيست ؟ شايد اشاره به اين نكته داشته باشد كه :